السلام عليك يا عبدالله
به گيسوان پريشان نظاره جايز نيست نظر به پيرهن پاره پاره جايز نيستنگاه دختر شامي نگاه ترديد است براي دوست شدن استخاره جايز نيستبه جان خسته سزاوار نيست خنده زدن به جسم سوخته حتي اشاره جايز نيستز خار پاي غريبي چو بوسه باران بوددواندنش به بيابان دوباره جايز نيستهنوز دامن آتش گرفته ميسوزد به جان سوخته دامن شراره جايز نيستبه سوي قافلة بانوان معصومهنگاه خيره سر چشم پاره جايز نيستبراي بردن سوغات نزد دختر خويشز گوش پارة من گوشواره جايز نيستبه قصد سيلي و ترساندن و زدن دل شب به نعره در پي دختر سواره جايز نيست
خدا پدرتو رحمت كن آقا مصطفي